ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
150
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
دوم اين كه پادشاهان كاخ خويش را در كنار رودخانهها مىسازند تا با نگريستن بر آب ، نگرانىها و اندوهها را از خود دور كنند . همچنين جريان آب هوا را خنك و چشمشان را روشن سازد . و تو دجله را رها كرده و كاخ خود را در زمين بىآب و سبزهاى ساختهاى . سوم اين كه حرمسرا را طرف شمال نزديك جايگاه مردان قرار دادهاى و از آن جا پيوسته باد شمال مىوزد و سر و صداى زنان و بوهاى خوش آنان را به سوى مردان مىآورد و اين چيزى است كه غيرت و مردانگى آن را نمىپذيرد . » هرمز در پاسخ وى گفت :
--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : بهرام چوبينه كه تصميم گرفته بود عذر يزدان بخش را بپذيرد و با هرمز صلح كند ، همين كه خبر كشته شدن او را شنيد گفت : « اى سگ ، به چه جرأت چنين مرد بزرگ و فاضلى را كه پيش من مىآمد تا از من امان بخواهد ، كشتى ؟ » و بفرمود تا او را گردن زدند . چون خبر كشته شدن يزدان بخش به مدائن رسيد ، همهء مهتران گرد آمدند و گفتند : « تا كى بايد اين تركزاده - يعنى هرمز - و خون ريختن وى را تحمل كنيم ؟ » ( چون فكر مىكردند كه اگر هرمز يزدانبخش را بدان مأموريت نمىفرستاد ، او كشته نمىشد . ) برفتند و اندر سراى هرمز افتادند و او را از تخت به زير آوردند و هر دو چشمش بكندند و تاج او را به آذربايگان براى خسرو پرويز فرستادند . ( تاريخ بلعمى ، ج دوم ، ص 1080 ) در عبارات بالا مختصر تغييراتى داده شد تا فهم آن براى خوانندگان آسان باشد . مترجم